|
زیر بار کوله بارخاطرات تو شکستم شکستم میرم اما باورم کن که به دست تو شکستم شکستم میرمو هرم داغ جاده دل کندن از تو از تو دل شکسته اما فکر اون چشای مستم تو روزای خالی از عشق که رواج دل شکستن ای خوشا رفتن و رفتن پل پشت سر شکستن رفتنو تو جاده مردن دل به تنهایی سپردن وقت رفتن سخته اما ای خوشا رفتن و رفتن من برای موندن تو همه تن تشنه گفتن تو نموندی و ندیدی غم دل شکستن من تو روزای خالی از عشق که رواج دل شکستن ای خوشا رفتن و رفتن پل پشت سر شکستن (علی لهراسبی)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 11:54 بعد از ظهر توسط نازی |
از خیابان گیج لحظه ها تنها همین خط ممتد باقیست . چرا برای من همیشه لبریز هر کوچه ای بن بست بود؟
کجاست دقایق حادثه آوار چرا تنها سنگینیش به جاست کاش میدانستم کدام شبگرد عاشق نفرینم کرد که بی حادثه مرگ اینهمه سبزه و گل و درد و شکستن را تفسیر میکنم. پاهای بودنم شرم دارند از نفس . پس کی مرگ به ضیافت نفسهای خسته ام می آید . تنها همین آرزو باقیست . خدایا با کدام زبان فریاد زنم فرشته مرگ کجاست؟ نازی.tn + نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385 9:32 بعد از ظهر توسط نازی |
بگو به من به من بگو
فانوس چشمای تو کو؟ داره ترک میخوره این بغض نشسته تو گلو تذار که بارونی بشم گریه پنهونی بشم خراب اون قصه ای که خود تو میدونی بشم قسم به گل قسم به ماه منو ببخش با یک نگاه منو ببخش ای بهترین راهی نمونده غیر از این لحظه راهی شدنم شکستن منو ببین رفتن من زوال ماست ختم تموم خنده هاست کجای جاده گم کنم بغضی رو که تو این صداست طعم رفتن عزیز از حقیقت نگریز واسه بار آخرین عشقو تو چشمام ببین (بی تو از آخر قصه ها میترسم باورکن هنوزم میشه به پاکی قصه های مادر بزرگ هجرت کرد تو بخوای هنوز هم میشه به کوچه پاک پروانه برگشت بارون که بباره همون کوچه کوتاه بی کبوتر کفاف تکامل تموم ترانه ها رو میده بیا بیا و لحظه ای کنار فانوس نفسهای من آروم بگیر بیا و امشب رو بی واسطه سکسکه های گریه کنارم باش مگه چی میشه یک بار بی پوشش پرده بارون تماشات کنم چی میشه؟) نازی.tn + نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385 4:41 بعد از ظهر توسط نازی |
|